X
تبلیغات
رایتل

یک نویس

زندگی قورباغه ای ما


نمی دونم با اصل قورباغه ای آشنا هستین یا نه؟!
اگر یک قورباغه  تیزهوش و شاد را بردارید و داخل  یک  ظرف  آب جوش بیاندازید  قورباغه چه کار می کنه؟  بیرون می پره! درواقع قورباغه فوراً به این نتیجه می رسد که لذتی در کار نیست و باید بپره بیرون!
 حالا اگر همین قورباغه یا یکی از فامیل هاش را بردارید و داخل یک ظرف آب سرد بیاندازید وبعد ظرف را روی اجاق بگذارید و بتدریج به اون حرارت بدهید قورباغه چه کار می کنه؟
 استراحت می کنه…چند دقیقه بعد به خودش می گه:ظاهرا آب گرم شده و تا چشم به هم بزنید یک قورباغه آب پز آماده است.

  نتیجه اخلاقی داستان!
زندگی به تدریج اتفاق می افته.ماهم می توانیم مثل قورباغه حماقت کنیم و به گرمای تدریجی آب عادت کنیم و وقت را از دست بدهیم وناگهان ببینیم که کار از کار گذشته!
اما اصل قورباغه ای تو زندگی روزمره ما کجاها اتفاق می افته؟ با خودم نشستم و لیستی از عواملی که زندگی هامونو قورباغه ای کرده در آوردم:

اینکه برای عزیزان مون وقت نمی ذاریم و بعد از جدایی و فراق تازه به یادشون می افتیم!
اینکه هدف زندگی مون شده کار و کسب درآمد و زندگی می کنیم برای کار و نه کار برای زندگی !
اینکه تو هوای آلوده ی شهرهای بزرگ تنفس می کنیم، غافل ازینکه به طور ناگهانی و قورباغه ای عواقب این نفس ها گریبانمونو خواهند گرفت!
اینکه با کسانی که از زندگی کردن باهاشون لذت نمی بریم زندگی می کنیم، غافل ازینکه زندگی خیلی کوتاهه و سوت پایان چندان دور نیست!
اینکه به محیطی که در اون پیشرفت نمی کنیم عادت کردیم و ازش جدا نمی شیم؛ حالا چه دانشگاه باشه، چه محیط کار و چه …
و خیلی چیزای دیگه …
به نظر شما چی کار کنیم که از زندگی قورباغه ای نجات پیدا کنیم؟